تبليغاتX
نخستین نیوز - عيسي سحرخيز : نمي گذارند حاكميت دوگانه دوباره شکل بگيرد
  • گفتگو

  •   
بابا گفت: به‌خاطر انقلاب سكوت كنید    
بابا گفت: به‌خاطر انقلاب سكوت كنید
    فاطمه‌هاشمی


      
اصلاح‌طلبان از دایره تنگ اصلاح‌طلبان از دایره تنگ "خودی" رها نشده‌اند
    دكتر مهرداد مشایخی


      
وضعیت خلیج فارس و حاكمیت ایران بر جزایر سه‌گانه 
وضعیت خلیج فارس و حاكمیت ایران بر جزایر سه‌گانه
    دكتر پیروز مجتهدزاده


      
می‌گفتند علوم انسانی نجس است 
می‌گفتند علوم انسانی نجس است
    دکتر عبدالکریم سروش



      
رييس جمهور خود را در نقش انبيا مي بيند 
رييس جمهور خود را در نقش انبيا مي بيند
    ماشااله شمس الواعظین


      
هدف: نجات از دولت بي کفايت 
هدف: نجات از دولت بي کفايت
    محسن آرمین



      
تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد 
تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد
    استاد حسین دهلوی


      حکومت فعلي؛ همه جا خلاف منافع ملي 
حکومت فعلي؛ همه جا خلاف منافع ملي
    حشمت الله طبرزدي


      انتخاب کردان یعنی مبارزه با انتخابات آزاد 
انتخاب کردان یعنی مبارزه با انتخابات آزاد
    دکتر احمد شیرزاد



      گزارش یک زندگی؛ همایون صنعتی 
همایون صنعتی؛ زندگینامه
    سیروس علی نژاد- سیمین روشن


      چرا جنگ در سال اول تمام نشد

چرا جنگ در سال اول تمام نشد
    ابوالحسن بنی‌صدر



        طناب دار ۴۵ دقیقه روی گردنم بود
طناب دار ۴۵ دقیقه روی گردنم بود
    احمد باطبی



         65 % توان هسته ای کشور سهم دولت اصلاحات است 65 % توان هسته ای کشور سهم دولت اصلاحات است
    دکتر محسن امین زاده


        نمي گذارند حاكميت دوگانه دوباره شکل بگيرد نمي گذارند حاكميت دوگانه دوباره شکل بگيرد
    عيسي سحرخيز


      گفت و گو با معمار برج آزادی گفت و گو با معمار برج آزادی
    حسین امانت



      از شعر گفتن با اسماعیل خویی از شعر گفتن با اسماعیل خویی
    دکتر اسماعیل خویی

      خروج از ايران به زبان احمد باطبي خروج از ايران به زبان احمد باطبي
    احمد باطبی


      ‎‎صداي خودم را دوست نداشتم‏‎‎ ‎‎صداي خودم را دوست نداشتم‏‎‎
    نادره سالارپور



      ایران برای من پناهگاه است ایران برای من پناهگاه است
    سيمين بهبهاني


      می‌شود برخی آیات قرآن را تعطیل کرد می‌شود برخی آیات قرآن را تعطیل کرد
    آیت‌الله فاضل میبدی



      به يک ترمز جدي احتياج است به يک ترمز جدي احتياج است
    دکتر موسی غنی نژاد





  • آخرين اخبار ديگر رسانه ها
  • آمار واطلاعات دیگر


  • Free counter and web stats




    پایگاه خبری تحلیلی نخستین

     

     

    عيسي سحرخيز، مديرکل اداره مطبوعات وزارت ارشاد در روزهاي اوج دولت اصلاحات بوده و اينک يکي از ‏چهره هاي سرشناس اصلاح طلباني که مي توان او را از سرشناس ترين نيروهاي تحول خواه به حساب آورد. ‏سحرخيز در گفتگویی به تحليل فضاي سياسي کشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري پرداخته و ‏استراتژي هاي مختلف پيش روي اصلاح طلبان را بررسي کرده است. به باور سحرخيز حضور احتمالي عبدالله ‏نوري در اين انتخابات معادل "برهم خوردن صفحه شطرنج" است. اين مصاحبه را مي خوانيم. ‏


    ‎آقاي سحرخيز، شما به عنوان يک چهره شناخته شده فعالان سياسي تحول خواه، چه تحليلي از شرايط ‏انتخابات آتي رياست جمهوري داريد، و شرايط اجتماعي ـ اقتصادي توده هاي اجتماعي از سويي و حاکميت را از ‏منظر سياست داخلي و خارجي در آستانه انتخابات سال آينده چگونه پيش بيني مي کنيد؟ آيا فکر مي کنيد نظام با ‏همان موضع قبلي در اين انتخابات هم دست به قلع و قمع وسيع کانديداها خواهد زد يا اينکه ممکن است با تسامح ‏بيشتري رفتار کند؟‎

    ‏ اجازه بدهيد پيش از اينكه به شرايط اجتماعي و اقتصادي كه مردم را كلافه و معترض كرده است - كه مسلما بر ‏روي رفتار سياسي و انتخاباتي مردم تاثير زيادي دارد- بپردازيم يا اين حدس و گمان ها را دامن بزنيم كه باز دور، ‏دور نظارت استصوابي خواهد بود و قلع و قمع وسيع نامزدهاي رياست جمهوري، نگاهي به چيدمان سياسي كشور ‏بيندازيم و نامزدهاي بالقوه.‏

    طي دو سه ماه گذشته، درست از روزهاي پاياني انتخابات مجلس هشتم، با نوشتن سه مقاله مرتبط با يكديگر با ‏عناوين "رالي انتخابات در رقابت داخلي اصلاح طلبان"، "رالي انتخابات در چالش تحريميان پيگير" و "يك، هيچ ‏يا بيشتر"، ديدگاهم را در مورد انتخابات رياست جمهوري دوره دهم و چيدمان نيروها و نامزدهاي محتمل بيان ‏كردم. تصورم اين است كه آن شرايط با اندك تفاوتي اكنون نيز حاكم است. بحث من اين بود كه بازي رقابت ميان ‏نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري هر دو جناح، اصلاح طلب يا اقتدارگرا، يا حاميان جدي شان به صورت ‏زودهنگام كليد خورده و حتي بازي تخريب و حذف رقباي احتمالي به صورت مستقيم و غيرمستقيم آغاز شده است. ‏اين نكته را نيز مطرح كردم كه شايد بتوان طلايه دار اين جريان را شخص محمود احمدي نژاد دانست كه در ‏سخنراني خود در قم، با اتخاذ سياست "فرار به جلو" به خيال خود با يك تير دو نشان زد. او با اتخاذ اين خط مشي ‏از يك سو با احتمال اجرايي شدن برنامه ي "عدم كفايت" يا اعمال فشارهاي پنهان براي استعفا دادن به مقابله ‏برخاست و از سوي ديگر براي جريان هاي ميانه روي جبهه ي اقتدارگرا كه ديگر ابائي ندارند كه نشان دهند با ‏او مخالفند اين پيام روشن را ارسال كرد كه "من هنوز مرد ميدان دور جديد انتخابات رياست جمهوري هستم". بر ‏اين اساس پيش بيني مي كنم كه احمدي نژاد و ته مانده يارانش با وجود آنكه توانايي شكل دادن كمترين اجماع را ‏حول نامزدي او دارند تا نشان دهند برهم زننده ي سنت دو دور رياست جمهوي متوالي در جمهوري اسلامي ‏نيستند، اما همچون انتخابات دور گذشته بر روي "امدادهاي غيبي"، "انتخابات مهندسي شده" و "ايفاي نقش حزب ‏پادگاني" حساب ويژه اي باز كرده اند. البته اين امكان وقتي افزايش مي يابد كه انتخابات آينده حالت دوقطبي پيدا ‏كند و يك طرف رقابت هم ـ با اما و اگرهاي فراواني كه وجود دارد- سيد محمد خاتمي يا چهره اي راديكال تر از ‏او باشد. گزينه ي محتمل ديگر مي توانست حداد عادل باشد كه با تكيه بر مقام اولي نمايندگي مجلس از تهران- در ‏انتخاباتي كه نه آزاد بود و نه سالم و همچنين نه عادلانه بود و نه رقابتي- با به چالش كشيدن رئيس جمهور، بخت ‏خود را براي كسب بالاترين راي، پس از پايتخت در سطح كشور نيز بيازمايد، اما تحولات دو ماهه ي اخير و ‏حذف او از جايگاه يكي از روساي قوا، بخت ورود را تضعيف كرده، هر چند نامحتمل نساخته است.‏

    همچنان كه اين تحولات بخت رقيب او را در رياست مجلس به ميزان قابل توجهي كاهش داده است، اما جايگاه ‏علي لاريجاني را بسيار بالاتر از او نقش زده است، به گونه اي كه گمان من اين است كه آيت الله خامنه اي با در ‏نظر گرفتن اين فرض كه اقتدارگرايان رياست دولت را سال آينده به احتمال زياد از دست خواهند داد، توجه خود ‏را از هم اكنون به مجلس و رياست آن معطوف كرده و بار ديگر نقش رهبري جريان ضد اصلاحات را به وي ‏سپرده است تا نقشي را كه زماني در رسانه ملي عليه اصلاح طلبان و به ويژه نيروهاي تحول خواه بازي مي كرد، ‏در خانه ملت ايفا كند. اين نكته اي است كه دوستان ما كه به مجلس هشتم وارد شدند از آن غافل بودند و فرش قرمز ‏براي علي لاريجاني پهن كردند و بسياري از آنان در جريان تقسيم پست و مناصب در كميسيون ها و حتي ‏عضويت ساده ي كميسيون هاي مهم، پس از مدتي دريافتند كه مار در آستين پرورانده اند. ‏

    از اين افراد كه بگذريم نوبت به قاليباف مي رسد كه از يك سو در پي گرفتن انتقام دور قبل از احمدي نژاد است كه ‏در فاصله ي سه روز به انتخابات جاي او را گرفت و نامش به كمك حزب پادگاني از صندوق هاي راي درآمد، و ‏از سوي ديگر در پي اثبات جايگاه مهم شهردار در مناسبات آينده و شطرنج سياسي كشور است. از اين جريان ها ‏كه همگي به جز حداد عادل به گونه اي پيشينه نظامي- امنيتي دارند بگذريم، بحث طيف گسترده اي از نامزدهاي ‏محافظه كار معتدل پيش مي آيد كه دامنه اي از شخصيت هاي روحاني چون ناطق نوري و روحاني و شخصيت ‏هاي سياسي چون توكلي و جاسبي را دربر مي گيرد كه به نظر من هر دو بخت اندكي براي ورود به دايره ي ‏گزينش نهايي نامزدهاي محافظه كار دارند.‏

    در مقابل، بايد به جاي آنان بر روي علي اكبر ولايتي نيز كه اخيرا تحرك هاي خاصي از خود در صحنه ي ‏سياسي، به ويژه در سطح بين الملل نشان داده است، حساب ويژه اي باز كرد. هرچند كه بايد به اين نكته توجه ‏داشت كه در جبهه ي شكننده و در حال فروپاشي اقتدارگرا، با وجود بازي نمايشي قدرت و گزينش نامزدها، ‏كماكان حرف آخر را يك نفر خواهد زد و اوست كه مشخص خواهد ساخت جريان محافظه كار در نهايت با يك ‏مهره يا چند مهره وارد مبارزه انتخاباتي خواهد شد و گزينه ي نهايي چه كسي بايد باشد.اين امر اگرچه راه رشد ‏دموكراسي و انتخابات آزاد و رقابتي را در ايران بسته است، اما امتياز مهمي است كه جريان اصلاح طلب و تا ‏حدودي گروه هاي تحول خواه فاقد آن هستند. نبود رهبري هدايت شده اي كه در نهايت مي تواند به چند پارگي ‏آنان براي رسيدن به ائتلاف و توافق همه جانبه جهت دو قطبي كردن انتخابات رياست جمهوري دهم و معرفي يك ‏نامزد واحد كه پيامد آن افزايش بخت پيروزي است، بينجامد.‏

    بايد توجه داشته باشيم كه در اين رالي سخت، باز هم اين جريان اقتدارگرا بود كه آغازگر ماجرا شد و كليد مبارزه ‏انتخاباتي را با حمله همه جانبه به سيد محمد خاتمي به عنوان نامزد بالقوه ي اصلاح طلبان زد. انتخاباتي كه در آن ‏مهدي كروبي بيش از سه سال است كه چشم به اين مقام دوخته و براي دربر گرفتن شاهد مطلوب حزب تشكيل ‏داده، يار و ياور جمع كرده و همانگونه كه شواهد و قرائن نشان مي دهد ـ جز دريك حالت استثنايي- خود را آماده ‏كرده است كه در آخرين روزهاي تابستان اعلام كند در انتخابات سال 88 خود و حزبش حضوري فعال خواهند ‏داشت. او احتمالا بسياري شب ها در اين رويا غرق مي شود كه اگر زورش رسيد انتقام دو سه ساعت خواب ‏شبانه ي زمان شمارش آراي انتخابات دوره ي قبل را بگيرد. طرفداران او هم نشان داده اند كه مسئله اصلي براي ‏آنان پيروزي حزبي است، نه منافع جمعي اصلاح طلبان.از اين رو، آنان چون هميشه آماده اند كه طرف مقابل و ‏رقيب اصلي را ول كنند و از هم اكنون كار رقباي احتمالي را در جبهه ي اصلاحات بسازند. در جبهه اصلاحات ‏هر چند كه اكنون باز سيد محمد خاتمي با عدم اعلام تصميم و برنامه اش براي نامزدي انتخابات رياست جمهوري، ‏در حال گرفتن فرصت مناسب از خود و ديگر نامزدهاي بالقوه اصلاح طلب است كه به تبع مجبورند رفتارشان را ‏با او تنظيم كنند، اما ياران نزديك و حاميان پرانگيزه اش كه جز او كسي را براي مطرح كردن ندارند و اگر او ‏نيايد به احتمال زياد مجبورند به سمت سياست تحريم و عدم مشاركت حركت كنند، عزم خود را جزم كرده اند تا ‏خاتمي را ترغيب كنند براي بار سوم درانتخابات رياست جمهوري شركت كند و در حال شكل دادن گروه هاي ‏‏"مشوق" هستند.‏


    ‎بگذاريد همينجا اين سوال را مطرح كنم كه ديدگاه شما در مورد حضور مجدد آقاي خاتمي در عرصه ‏رياست جمهوري چيست؟ آيا با توجه به انتقاداتي که نيروهاي تحول خواه به عملکرد ايشان داشته اند اين نوع ‏بازگشت را گامي به عقب نمي دانيد؟‎

    بايد توجه داشته باشيم كه به هر حال يك سوي سكه ي بازي سياست، قدرت و سازوكارهاي آن است كه مي تواند با ‏دنياي آرمانگرايي فاصله بسيار داشته باشد. اگر از اين زاويه به ماجرا نگاه كنيم و نگاهي به ديگر نامزدهاي ‏مطرح اصلاح طلب مانند عارف، نجفي، كمالي يا... بيندازيم مسلما خاتمي چند سر و گردن از آنان بالاتر است. ‏علاوه بر اينكه تنها فردي است كه مي تواند ائتلاف گسترده و اجماعي وسيع را در ميان نيروهاي اصلاح طلب و ‏حتي بخشي از جريان هاي تحول خواه سياسي مانند نهضت آزادي يا ملي- مذهبي ممكن سازد و همچنين جريان ‏هاي اجتماعي فعال حتي در جنبش دانشجويي، زنان و كارگران را به پاي صندوق هاي راي بياورد. ضمن اينکه ‏او از نادر افرادي است كه حاكميت را براي رد صلاحيتش به تفكر يا زحمت خواهد انداخت.خاتمي همچنين از ‏نادر نامزدهايي خواهد بود كه انتخابات آتي را به سمت دو قطبي شدن سوق خواهد داد كه بخت اصلاح طلبان و ‏نيروهاي تحول خواه را براي بازگشت به قدرت و ختم دوران اسفناك كنوني در حوزه ي دولت، به ميزان زيادي ‏افزايش خواهد داد. ورود او به صحنه همچنين اين حسن را دارد كه ائتلاف موجود در ميان اصلاح طلبان حكومتي ‏را حفظ خواهد كرد و آنان رابه سمت چندگانگي انتخابات رياست جمهوري گذشته و حتي شرايطي بدتر سوق ‏نخواهد داد. اين شرايطي است كه مي تواند تعادل كنوني ميان نيروهاي سياسي اصلاح طلب را بر هم زند و حتي ‏هويت جريان هايي از آنان را كه به هاشمي رفسنجاني قرابت بيشتري دارند يا به سمت جريان هاي محافظه كار ‏چرخش مي كنند، زير سوال ببرد.‏


    ‎يعني از نظر شما تنها آقاي خاتمي از اين قابليت برخوردار است؟‎

    به اين موضوع نيز خواهيم رسيد. اما بخش ديگر سوال تان كه پرسيده ايد كه آيا با توجه به انتقادهايي که نيروهاي ‏تحول خواه به عملکرد ايشان داشته اند، گامي به عقب است يا نه؟ ببينيد اين سوال وقتي مي توانست مطرح شود ‏كه ما در همان سال هاي آخر رياست جمهوري خاتمي بوديم يا حتي سال هاي اول دوره اول رياست جمهوري ‏ايشان. واقعيت اين است كه ما در سه چهار سال گذشته بسياري از چيزها را از دست داده ايم كه اگر ده سال پيش ‏از ما سوال مي كردند خوابش را هم نمي توانستيم ببينيم. عرصه اي نيست كه در اين سه چهار سال گذشته ضربات ‏بيل مكانيكي اقتدارگرايان به آن نخورده باشد و نابود نشده يا چون آؤاري برسر ملت فرود نيامده باشد. نگاه كنيد به ‏جايگاه ايران در جهان و شان و منزلت ايرانيان در ديگر كشورها، حتي همين كشورهاي جنوب خليج فارس. چه ‏كسي مي توانست تصور كند كه روزي ايراني هر جايي كه پا بگذارد انگشت نگاري شود يا از مردمك چشمانش ‏تصوير برداري شود تا از اين طريق به اصطلاح هويت يك تروريست بالقوه در جايي ثبت شود و اگر حادثه اي ‏روي داد به عنوان مظنون بالقوه سر فرصت به سراغش بروند. در اين ميان، وضع اقتصادي و كاهش شديد قدرت ‏خريد مردم، با وجود سه چهار برابر شدن قيمت نفت ايران در بازارهاي جهاني در مقايسه با ابتداي روي كار آمدن ‏دولت احمدي نژاد، اظهر من الشمس است. آن سفره ي نفت وعده داده شده مردم، شده است سفره ي فقر. اكثر ‏جوانان ما با آن خواننده ي مرحوم هم صدا شده اند كه "به فكر يك سقفم"، سقفي كه حتي اجاره اي آن را نمي يابند ‏يا اگر مي يابند توان پرداخت اجاره بها را ندارند. وضعيت توليد و صادرات و در كنارش گراني و تورم هم كه بر ‏همه روشن است. تازه اين در شرايطي است كه تحريم هاي اقتصادي هنوز اثر واقعي، همه جانبه و كمرشكن خود ‏را بر روي كار و كسب و زندگي مردم نگذارده است. اوضاع فرهنگي هم كه روشن تر از آن است كه نياز به بيان ‏داشته باشد. شرايط اجتماعي و ميزان آزادي هاي اساسي از جمله براي فعاليت هاي دانشجويي، زنان و... ‏برهمگان روشن است.‏

    واقعيت اين است كه مردم، نخبگان و فعالان سياسي و كنشگران اجتماعي وقتي نگاه به عقب مي اندازند و در مقام ‏مقايسه دولت خاتمي و احمدي نژاد برمي آيند، بيشتر از اينكه به ياد انتقادهاي گذشته ي خود بيفتند به اين فكر مي ‏افتند كه چكاري مي توانند انجام دهند كه از دست حاكمان جديد و آثار و پيامد حضورشان در قدرت بر روي ‏زندگي خود زودتر رها شوند. به اين دليل است كه بسياري از آن انتقادها اكنون رنگ مي بازد و چهره ي واقعي ‏صحنه ي شطرنج سياسي ايران، نه چهره ي آرماني آن، جلوه گر مي شود كه تلالو آن خود بر هرچه بيشتر رنگ ‏باختن آن انتقادها اثر مي گذارد. اين ها مسائلي است كه آقاي خامنه اي هم بر آن واقف است و نتايج نظرسنجي ها ‏هم هر روز بيشتر افول احمدي نژاد و باند هم پيمان او را نشان مي دهد به گونه اي كه بسياري اكنون چاره اي جز ‏اعلام برائت از او را ندارند. اما شما مي توانيد اين سوال را مطرح كنيد كه آيا خاتمي با منش و روش گذشته ي ‏خود كه مسلما به جز افزوده شدن ميزان شناخت و تجربه بر آن، چندان تفاوتي نكرده و طبيعتا اگر نگوئيم دولتش ‏به فرض تشكيل، اگر محافظه كارتر از دولت دومش نباشد آوانگاردتر نخواهد بود، يك نامزد آرماني است ؟ و آيا ‏فرد ديگري را نمي توان وارد صحنه سياست كرد؟ جواب هر دو سوال مسلما مثبت خواهد بود، مشروط بر اينكه ‏چشم خود را بر روي نظارت استصوابي و انتخابات غيرآزاد مهندسي شده ببنديم.‏

    ‎پس بگذاريد سوال قبلي را به گونه اي ديگر مطرح كنم. به نظر شما نيروهاي تحول خواه يا به تعبير ‏ديگر اپوزيسيون داخلي که البته ملتزم به قانون و روشهاي مسالمت آميز هستند و يا نيروها و احزاب اصلاح طلب ‏اين امکان را دارند که با وارد شدن به صحنه اين "مجادله سياسي" بدون اينکه اسير ترفندهاي حريف اقتدارگرا ‏شوند، تاثير عمده اي در جريان انتخابات بگذارند و يا مثلا کانديداي مطلوب خود را به حاکميت تحميل کنند؟‎ ‎‎

    اينكه به تعبير شما اپوزيسيون داخلي كه خود را ملتزم به رعايت قانون و اتخاذ روش هاي مسالمت آميز مي داند ‏مي تواند با وارد شدن به صحنه ي سياسي حاكميت را به چالش بكشد، جواب كوتاهش "بله" است. اما مسئله اين ‏است كه آيا در شرايط كنوني چنين عزم و اراده اي در تمام گروه هاي سياسي اصلاح طلب و تحول خواه وجود ‏دارد تا وارد اين چالش شوند، چه برسد به اينكه اسير ترفندهاي حريف اقتدارگرا نشوند؛ اين موضوعي است كه ‏بايد با شك و ترديد بسيار به آن نگاه كرد. تصور من اين است كه اصلاح طلبان موسوم به حكومتي رفتار سياسي ‏شان نسبت به چند ماه پيش چندان تغيير نكرده و حتي بسياري از آنان از آزمون فيصله بخش مجلس هشتم و ‏انتخابات هيات رئيسه و كميسيون هاي مجلس نيز درس عبرت چنداني نگرفته اند. اكثر آنان چون راهبرد حفظ ‏‏"ائتلاف" را برگزيده اند، درنتيجه جريان هاي موسوم به اصلاح طلبان پيشرو در اين بازي تنزل جايگاه و هويت ‏داده و به جاي ايفاي نقش "پيشرو"، بر اساس مصلحت هاي سياسي در حال بازيگري در جايگاه "دنباله رو" ‏هستند. البته استمرار اين سياست مي تواند هزينه ها و پيامدهاي سنگيني براي آنان داشته باشد.‏

    به عقيده من آنان با آگاهي به اين مسئله است كه اصرار فراواني دارند كه آقاي خاتمي وارد صحنه شود، چون به ‏عبارت ديگر نيامدن خاتمي به معناي برهم خوردن ائتلاف محدودي خواهد بود كه حتي كروبي و حزب اعتماد ملي ‏در آن جايگاهي ندارند. نگاه به ميزان آراي ريخته شده در صندوق هاي راي در تهران و كلان شهرها مي تواند ‏اثرگذاري سياسي آنان و پيروي مردم، به ويژه اقشار فرهيخته و صاحب راي و تفكر را از سياست هايشان نشان ‏دهد.به عبارت ديگر درصورتي كه آقاي خاتمي از خير نامزدي انتخابات رياست جمهوري بگذرد- چه توصيه هاي ‏رسيده از بالا اينگونه باشد، چه خود و مشاوران بسيار نزديكش به اين جمعبندي برسند و چه او تصور كند كه در ‏صورت آمدن و حتي پيروزي، با توجه به ساختار حقيقي و حقوقي قدرت در ايران رئيس جمهوري، قدرتمند و ‏اثرگذار نخواهد بود- آنگاه بخش وسيعي از نيروهاي اصلاح طلب به وضعيت چهار سال پيش باز خواهند گشت. ‏حزب اعتماد ملي و گروه هاي اقماري گردآمده دور آقاي كروبي باز ساز خود را خواهند زد كه در ماهيت آن ‏اصولا "مجادله سياسي" يا "به چالش كشيدن حاكميت" بي معني است. اين موضوع در مورد گروه هاي سياسي ‏نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني كه در احزاب اعتدال و توسعه و بخش عمده ي كادرهاي كارگزاران تبلور پيدا ‏مي كند نيز صادق است و به اين دليل است كه آنان از مدت ها پيش به گونه اي راه خود در شرايط نامزد نبودن ‏خاتمي جدا كرده و به فكر ايجاد ائتلافي از گروه هاي اصلاح طلب و محافظه كار معتدل هستند و گويا حتي نامزد ‏اختصاصي خود، آقاي نجفي، را دور زده و وارد گفت و گو با افرادي چون ناطق نوري، روحاني و حتي ولايتي ‏نيز شده اند. در اين شرايط كار احزاب و گروه هايي مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت ايران ‏اسلامي و حتي مجمع روحانيون مبارز بسيار سخت خواهد شد.‏
    ‏ ‏

    ‎همانطور که مي دانيد برخي از چهره هاي تحول خواهان اخيرا انتقاداتي به نحوه عملکرد شوراي ‏هماهنگي اصلاح طلبان مطرح کرده و با تاکيد بر اين مطلب که اين شورا در سياست هايش بدون توجه به تحول ‏خواهان عملا شکست خورده اند، خواستار بازنگري در اين ترکيب و خواهان نوعي ائتلاف با حضور گروه هاي ‏راديکال تر و حتي جنبش هاي اجتماعي شده اند تا در مورد انتخابات رياست جمهوري از اين طريق تصميم گيري ‏شود. از سوي ديگر دکتر نجفي در طرحي که پيشنهاد داده است و اخيرا هم طي يادداشتي در شهروند نام آن را ‏پارلمان اصلاحات گذاشته است، بر همين اصل تاکيد کرده و خواستار تشکيل کنگره اي بزرگ از اصلاح طلبان ‏براي تصميم گيري در جريان انتخابات شده است. به نظر شما نحوه برخورد نيروهاي تحول خواه با انتخابات پيش ‏رو بايد چگونه باشد؟ آيا امکان چنين ائتلافي وجود دارد؟‎

    به همين دلايل است كه مي گويم كار اين احزاب و گروه هاي سياسي پيرامون آنان در غيبت خاتمي سخت خواهد ‏شد. در چنين شرايطي آنان براي اينكه نشان دهند در اثر سياست هاي حاكميت و نظارت استصوابي مجبور به ‏تحريم يا به عبارت ديگر عدم مشاركت در انتخابات شده اند، ابتدا با معرفي كردن نامزدي آوانگارد وارد مجادله ‏سياسي يا چالش با حاكميت خواهند شد. آنان مسلما براي كاهش هزينه هاي سنگين خود يا تحميل كردن هزينه هاي ‏بيشتر به حاكميت، در شرايط رد صلاحيت نامزد اختصاصي آنان، مجبور به شكل دادن ائتلاف جديدي خواهند شد. ‏البته من چندان خوش بين نيستم كه دامنه اش تا آن حدي كه شما گمان مي كنيد گسترده باشد. آنان با توجه به پيشينه ‏ي عملكرد خود در انتخابات رياست جمهوري گذشته كه حتي انتقاد مصطفي معين را نيز در پي داشت و همچنين ‏به دليل عملكرد نامناسب و نيمه تمام گذاردن كار تاسيس جبهه دموكراسي و حقوق بشر، براي شكل دادن ائتلاف ‏جديد با مسائل و مشكلات گوناگوني مواجه خواهند شد.‏

    به هر حال بايد توجه داشته باشيم كه نه عارف و نه نجفي در شرايط كنوني گزينه اي مطلوب و راي آور براي آنان ‏نخواهند بود، درنتيجه اين گروه از اصلا ح طلبان چاره اي جز اين ندارند كه نگاه خود را به سمت و سويي ديگر ‏بكشند و متحدان جديدي بيابند كه تا حد زيادي بستگي به نامزد مورد نظر آنان خواهد داشت. آنان همچنين اگر ‏مجبور شوند فكر مجادله سياسي با حاكميت را از سر به در كنند، با مشكل ريزش نيرو، به ويژه در ميان نخبگان، ‏زنان و جوانان پرشور مواجه خواهند شد كه به اندازه كافي در انتخابات مجلس مسئله دار شده اند. حركت در جهت ‏جلب رضايت اين اقشار به معناي بازگشت به راهبرد گذشته و هويت يافتن مجدد اصلاح طلبان پيگير و پيشرو ‏خواهد بود و نزديك شدن به گروه هاي سياسي و اجتماعي به قول شما راديكال تر. اما آنچه كه مد نظر دكتر نجفي ‏بوده و تشكيل كنگره اي بزرگ از اصلاح طلبان، مسلما با اين جريان تفاوت بنياني خواهد داشت و تصور نمي كنم ‏كه طرح ارائه شده از جانب ايشان و كادر مركزي حزب كارگزاران نگاه به تمام اصلاح طلبان، اعم از حكومتي و ‏غيرحكومتي داشته باشد، به گونه اي كه جريان هاي تحول خواه يا كنشگران فعال در جنبش هاي اجتماعي را دربر ‏بگيرد. پس اگر بحث از ائتلاف جديدي هم باشد، با دو رويكرد و هويت و ماهيت جداگانه خواهد بود.‏

    اما در اين ميان، با نيامدن سيد محمد خاتمي - به هر يك از دلايل پيش گفته - يك امكان ديگر نيز وجود دارد كه ‏ائتلافي نزديك به آن، اما با مختصات جداگانه شكل گيرد، تصميم شخصي به اصطلاح شيخ خاموش براي پوشيدن ‏مجدد رداي سياست. اقدامي كه صفحه ي شطرنج سياسي ايران را بار ديگر دگرگون خواهد كرد و يارگيري هاي ‏جديدي را به منصه ي ظهور خواهد رساند. تحولي كه در آن جريان اصلاح طلبان پيشرو را بر خلاف سه چهار ‏سال گذشته، بيشتر به سمت كنشگران اجتماعي و فعالان جامعه ي مدني سوق خواهند كرد و به تحريميان نزديك ‏خواهد كرد. در مقابل، جريان هاي عملگراتر براي مقابله با حذف يا بيرون انداخته شدن هرچه بيشتر از حاكميت، ‏در مبارزه ي قدرت فزاينده ميان روحانيت سنتي با جريان هاي نظامي- امنيتي، به سمت ياران بالفعل ديروز و ‏رقباي بالقوه امروز خود كشانده خواهد شد.‏


    ‎همانطور که شما هم با نام بردن از شيخ خاموش که اين روزها به عبدالله نوري اطلاق مي شود اشاره ‏کرديد، اخيرا بحثي در رسانه ها مطرح شده است که ايشان چنانچه به صحنه انتخابات وارد شود مورد توجه تحول ‏خواهان وتحريمي ها قرار خواهد گرفت. تعدادي از اعضاي کارگزاران و مشارکت نيز تلويحا از حضور ايشان ‏استقبال کرده اند، آيا شما با اين ايده که تحول خواهان از آقاي نوري حمايت مي کنند موافقيد؟ به نظر شما مي توان ‏انتظار داشت که شخصي مانند آقاي نوري از درون يک فرآيند مانند پارلمان اصلاحات بيرون بيايد و تا آخر هم ‏برخي گروهها از جمله کارگزاران پاي او بايستند؟‎

    ببينيد من ذكر اين نكته را ضروري مي دانم كه جريان هاي سياسي كشور نبايد به نقش محوري خود براي به ‏حركت در آوردن و ذهن سازي مردم بيش از اندازه بها دهند و به اصطلاح دچار اشتباه محاسبه شوند. اين ‏موضوع در مورد هر دو گروه و جريان طرفدار شركت در انتخابات يا تحريمي ها صادق است. به اين دليل است ‏كه ما نه تنها شاهد اين جريان هستيم كه با پيچيده شدن شرايط سياسي كشور، هر روز كه مي گذرد تفاوت ديدگاه ‏ها، راهبردها و راهكارها در ميان احزاب و گروه هاي هم سو، و حتي درون جريان هاي سياسي ابعاد و عمق ‏بيشتري مي يابد، بلكه در سطوح پائين تر حزبي امكان ديكته كردن تصميم ها روز به روز سخت تر مي شود. به ‏اين دليل است كه نه طرفداران شركت در انتخابات مجلس هشتم و مناديان مشاركت "مشروط و معترضانه" ‏توانستند همه ي كادرها و حاميانشان را به پاي صندوق هاي راي بكشانند، و نه تحريميان و مبلغان "عدم ‏مشاركت منتقدانه" در توانشان بود كه مانع اقدام سياسي و راي دادن بخشي از طرفداران و نيروهايشان- دست كم ‏در برخي حوزه ها كه امكان رقابت نسبي بود- شوند. تصور من اين است كه اين آزادي نسبي آرا و روش ها در ‏انتخابات رياست جمهوري گسترده تر از انتخابات مجلس خواهد بود و موضوع مهمي است كه نبايد به دست ‏فراموشي سپرده شود.‏

    اما باز گرديم به پرسش شما در مورد بازگشت آقاي عبدالله نوري به عنوان بازيگري جديد در صفحه ي سياست ‏ايران و ورود به صحنه ي انتخابات. اول اين حدس و گمان را مطرح كنم كه تصور من اين است آقاي نوري ‏شخصا در شرايط كنوني آمادگي چنداني براي بازگشت ندارد و همچنين شرايط را براي به چالش كشيدن حاكميت - ‏كه به احتمال زياد او را رد صلاحيت خواهد كرد- فراهم و مساعد نمي بيند. همانگونه كه پيش از اين هم گفته ام او ‏از يك سو منتظر روشن شدن وضعيت و نامزدي خاتمي است و در شرايط حضور او به هيچ وجه پا پيش نخواهد ‏گذارد. از سوي ديگر، او در حال سبك و سنگين كردن اوضاع و شرايط است و طبيعي است كه به اخبار پشت ‏پرده در مورد برخورد حاكميت با نامزد شدنش توجه ي ويژه اي داشته باشد و همچنين نيم نگاهي به پائين و بدنه ‏ي جامعه. شايد به اين دليل باشد كه گفته مي شود او براي نامزد شدن در انتخابات دو شرط عمده تعيين كرده ‏است؛ اول اينكه اصلاح طلبان و نيروهاي تحول خواه در شرايط عدم حضور خاتمي بر روي نامزدي نوري به ‏توافق گسترده برسند و دوم اينكه در صورت رد صلاحيتش تمامي اين گروه ها قاطعانه و به صورت علني شركت ‏در انتخابات رياست جمهوري را منتفي دانسته و آن را تحريم كنند. بايد اعتراف كنم كه من جزو آن گروه از افراد ‏بدبين هستم كه مطرح كردن اين دو شرط را به نوعي پاسخ منفي ديپلماتيك مي دانند و به نوعي تداوم يافتن سياست ‏سكوت معترضانه تا فراهم شدن شرايط مناسب در آينده. البته بر اين باورم كه اين سياست صبر و انتظار نتيجه اش ‏مي تواند از جانب مردم نمره ي منفي نيز دربر داشته باشد. به نظر من، محمد خاتمي و عبدالله نوري، هر كدام كه ‏وارد ميدان شوند رسيدن به اجماع را در ميان اصلاح طلبان آسانتر مي كنند و ديگر نامزدها را از ورود به ‏كارزار انتخاباتي منصرف مي سازند؛ در نتيجه در مورد آنان نياز چنداني به فرايندي مانند پارلمان اصلاحات ‏وجود ندارد، تنها مي ماند مهدي كروبي كه در برابر نامزدي خاتمي مات مي شود و در مقابل ورود نوري آچمز. ‏البته در مورد نوري اين احتمال كه در صورت فراهم نبودن شرايط براي عدم رد صلاحيت او توسط شوراي ‏نگهبان، نامزدهاي تقلبي اصلاح طلب وارد صحنه شوند، دور از انتظار نيست.‏

    اما نكته مهم تر اين است كه به قول معروف تا اينجاي كار تازه پنجاه درصد ماجرا حل است و تازه بايد نشست و ‏منتظر پاسخ طرف ديگر، به ويژه رهبر جمهوري اسلامي بود كه چه سياستي را در برابر اين چالش سياسي ‏سرنوشت ساز اتخاذ خواهد كرد- دادن مجوز شركت در انتخابات يا صدور دستور رد صلاحيت با تمام تبعات و ‏پيامدهايش. حدس من اين است كه گزينه دوم محتمل تر و فراهم شدن شرايط بروز «مجادله سياسي» بيشتر خواهد ‏بود. در اين حالت، اصلاح طلبان پيگير و جريان هاي تحول خواه بيش از اينكه هدف اصلي پيروزي يا شكست ‏در انتخابات رياست جمهوري را دنبال كنند، در پي اولويت بخشيدن به حضور در كارزار انتخاباتي و به گونه اي ‏به چالش كشيدن حاكميت و حاكم خواهند بود.‏


    ‎به نظر شما چه ويژگي هايي مي توان براي عبدالله نوري برشمرد که او را از سايرين متمايز و به ‏گزينه اي مبدل مي سازد که از او به عنوان کانديداي مطلوب لااقل بخشي از سياسيون ياد مي شود که پيش از اين ‏به تحريم انتخابات نظر داشتند؟‎

    همانگونه كه پيش از اين گفته شد ورود عبدالله نوري به صحنه ي انتخابات، البته در شرايط انصراف خاتمي ازاين ‏مهم، صفحه ي شطرنج سياسي ايران را دگرگون كرده و راه را براي شكل گيري ائتلافي خاص باز مي كند كه در ‏ميان نيروهاي مطرح، تنها در توان و ظرفيت هاي خاص عبدالله نوري است. به تبع آن شاهد مشاركت گسترده تر ‏اقشار مختلف مردم، بخصوص طرفداران تحريم انتخابات در دوره هاي گذشته، چه در داخل و چه در خارج ‏كشور، خواهيم بود. حتي اين احتمال وجود دارد كه برخي از مراجع و روحانيون عالي رتبه كشور با ابراز ‏نظرهاي سياسي خود اقشار گسترده تري از مردم را به شركت در انتخابات ترغيب كنند و آنان را تشويق كنند كه ‏آراي خود را به نفع نوري به صندوق ها بريزند. اما بايد توجه داشت كه حاكميت اين نكات را از نظر دور نخواهد ‏داشت و به راحتي اجازه نخواهد داد كه هدايت يكي از قوا بار ديگر از دستش خارج شده و دومينوي شكست هاي ‏پياپي و شكل گيري حاكميت دوگانه دوباره آغاز شود. الا اينكه شرايط داخلي و خارجي در ماه هاي آينده به ميزاني ‏گسترده دگرگون شود، و فعالان سياسي و كنشگران اجتماعي، به ويژه مردم كاري كنند كارستان! البته بايد توجه ‏داشت اينكه گرماي تابستان امسال، يخ سرماي سياسي كشور را آب كند و سال آينده سيلي را به سوي صندوق هاي ‏راي راه بيندازد، چندان محتمل نيست، حتي اگر بخشي از تحريميان نيز عزم خود را براي از قدرت كنار گذاردن ‏احمدي نژاد و امثال او جزم كرده باشند.‏







    دراینترنت در نخستین نیوز

    سایت خبری نخستین نیوز

  • یادداشت
  • خیمه شب بازی تکراری  
  خیمه شب بازی تکراری
    دکتر محمد ملکی


    آزموده را آزمودن  
  آزموده را آزمودن
    عيسي سحرخيز


    میوه اصلاحات میوه اصلاحات
    مسعود بهنود


    شهروند امروز و مصلحت سنجي آقاي رفسنجاني شهروند امروز و مصلحت سنجي آقاي رفسنجاني
    دکتر احمد زیدآبادی


    سكولاريسم پنهان سكولاريسم پنهان
    محمد قوچاني



    برده‌ای كه ارباب شد برده‌ای كه ارباب شد
    محمد قوچاني



    خوش خدمتی برای احمدی نژاد خوش خدمتی برای احمدی نژاد
    مسیح علی نژاد


    عجب کاري نکرد پادشاه عجب کاري نکرد پادشاه
    مسعود بهنود


    شطرنج بازي سياسي خاتمي 
  شطرنج بازي سياسي خاتمي
    عيسي سحرخيز


    حرف زدن کافی است حرف زدن کافی است
    توماس فریدمن


    سئوال غربي؛ حکم ايراني سئوال غربي؛ حکم ايراني
    نوشابه امیری


    آقای احمدی‌نژاد! من آزاد هستم؟ آقای احمدی‌نژاد! من آزاد هستم؟
    مسیح علی نژاد

    اوباما در دو برداشت اوباما در دو برداشت
    دكتر حسین دهشیار


    تا از آمريکا چه آورد تا از آمريکا چه آورد
    مسعود بهنود


    دكتراي مقاماتي
  دكتراي مقاماتي
    دكتر احمد شيرزاد


    هاشمي در برابر دولت يا رهبر؟
  هاشمي در برابر دولت يا رهبر؟
    عيسي سحرخيز


    يارانه بنزين را دولت مي پردازد يا مردم يارانه بنزين را دولت مي پردازد يا مردم
    دکتر نعمت الله اکبري

    کالبد شکافي دوم خرداد  کالبد شکافي دوم خرداد
    دکتر هاشم آقاجري


    هامون ما بوديم    هامون ما بوديم
    ابراهيم نبوي



    نقدي بر سندروم توانگرستيزي در ايران    نقدي بر سندروم توانگرستيزي در ايران
    محمد قوچاني



    جهان اسطوره‌ای تا سیاست افسون‌زدایی شده جهان اسطوره‌ای تا سیاست افسون‌زدایی شده
    اکبر گنجی

    بازخوانی وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بازخوانی وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸
    انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر



    چه كسي ايران را رهبري مي‌كند؟    چه كسي ايران را رهبري مي‌كند؟
    محمد قوچاني


    تحول اقتصادی یا از چاله به چاه   تحول اقتصادی یا از چاله به چاه
    سیدحسین مرعشی


    هم‌جنس‌گرایی: اقلیتی ناحق و فاقد حقوق  هم‌جنس‌گرایی: اقلیتی ناحق و فاقد حقوق
    اكبر گنجي

    من یک استاد دانشگاه نیستم من یک استاد دانشگاه نیستم
    دکتر محمد ملکی



    پاسخ دوم دکتر عبدالکریم سروش به آیت الله جعفر سبحانی پاسخ دوم دکتر عبدالکریم سروش به آیت الله جعفر سبحانی
    دکتر عبدالکریم سروش


  • پیوند با سایت های دیگر

































































  • خانه | لینک به آر .اس.اس | آرشیو | تازه ترین خبرها | تماس با ما

    .کپي برداري از مطالب سایت فقط با ذکر نام و منبع مجاز ميباشد

    All Rights Reserved 2007-2008 © By http://Nakhostin.blogfa.com