
محسن امينزاده، معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت امور خارجه دولت اصلاحات در نشست سازمان دانشآموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت) به بررسي روند پرونده هستهاي ايران پرداخت.
امينزاده با انتقاد از عوامزدگي و مبهم بودن بحث هستهاي و مشکلات ناشي از اين دو عامل، گفت: وقتي از يک راننده تاکسي در مورد برق هستهاي شنيدم که ميگفت "مثل اينکه نيروگاه برق هستهاي را ندادند در نتيجه برق قطع شده" تعجب نکردم، اما وقتي يک استاد دانشگاه در مورد قطعي برق از من سوال کرد، به او گفتم، اگر سالي 3000 مگاوات نيروگاه بسازند، برق قطع نميشود، اما سه سال است که کلنگ حتي يک نيروگاه هم زده نشده و در نتيجه ما تا اينجا سه سال عقب هستيم و بديهي است با وجود تحريم، همچنان اين مساله ادامه خواهد داشت.
وي افزود: پس از اين توضيحات، آن استاد دانشگاه گفت که گويي قرار بوده نيروگاه هستهاي بوشهر راه بيفتد اما چون سوخت ارسال نشده، گير کار از همين جاست، من با تعجب گفتم، نيروگاه هستهاي بوشهر کلاً هزار مگاوات است و به طور قطع اين خاموشيها، هيچ ارتباطي به آن ندارد.
معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه دولت خاتمي در ادامه با اشاره به انتقاد برخي صاحبنظران درباره مفيد بودن انرژي هستهاي براي يک کشور نفتخيز، گفت: پيشرفت صنعت هستهاي ايران با هزينههايي که شده، مثبت بوده و باعث افزايش وجهه بينالمللي ايران شده است.
امينزاده افزود: اگر بخواهيم توان هستهاي ايران را از اول انقلاب تا امروز تقسيمبندي کنيم، 65 درصد اين سهم را به دولت اصلاحات ميدهم، 25 درصد آن را به دولتهاي قبلي و 10 درصد هم سهم دولت فعلي است.
وي افزود: اينکه سهم دولت فعلي 10 درصد است، به خاطر اين است که دولت نهم فقط خط توليد را روشن نگه داشته و هيچ اتفاق جديدي در اين سه سال در اين صنعت نيفتاده است، چراکه مهمترين اتفاق در يک صنعت، قدرت توليدکنندگي است، اتفاقي که سالها پيش در دولت آقاي خاتمي رخ داد و ايشان هستهاي شدن ايران را اعلام کرد.
امينزاده تصريح کرد: از آن تاريخ تاکنون خط توليد اضافه شده و دولت نهم هر چند هزار سانترفيوژ که اضافه ميشود را يک بار ديگر جشن ميگيرد، مثل اينکه موتور ماشين توليد کنيم، بعد براي هر هزار تايي که اضافه ميشود، دوباره جشن بگيريم.
اين تحليلگر سياسي با اشاره به بحران اخير که طي اين سه سال افزايش يافته است، گفت: دولت نهم به ازاي 10 درصد پيشرفت هستهاي که داشته، 70 درصد بحران را افزايش داده است.
وي افزود: پنج سال قبل تصور حمله به ايران از اساس موضوعيت نداشت و احتمال حمله به ايران از ذهن همه خارج شده بود اما امروز متاسفانه به يک سوژه و موضوع روز تبديل شده است. طرح اين موضوع، موقعيت ايران را تخريب ميکند، در واقع 70 درصد اين بحران ناشي از رفتار دولتي است که 10 درصد از سهم پيشرفت هستهاي ايران را دارد.
معاون اسبق وزارت امور خارجه با اشاره به ارتقاي موقعيت ايران طي 10 سال اخير در نظام بينالملل، گفت: اين ارتقا، ناشي از هنرمندي ديپلماتها يا سياستهاي دقيق ما نبود بلکه به استفاده درست ما از فرصتهاي پيشآمده بازميگردد، نه سياستهاي خاص ايران.
امينزاده با اشاره به شرايط کنوني منطقه، اظهار داشت: فروپاشي شوروي سابق در شمال ايران (دهه 90) از يک سو و حمله آمريکا به افغانستان و عراق از سوي ديگر، موجب شده که ايران در موقعيتي قرار بگيرد که هيچ همسايه بحرانساز يا تهديدکنندهاي نداشته باشد؛ وضعيتي که در 200 سال گذشته بيسابقه است. به همين خاطر ايران يک کشور توانمند شده و به طور غير قابل باوري دوستان ما در کشورهايي بر سر کار آمدهاند که مورد تهاجم آمريکا قرار گرفتهاند و اينها از عوامل ارتقاي سطح بينالمللي ايران است، البته ايران بسياري از فرصت ها را ـ بهويژه در دولت اخير ـ از دست داده و درست استفاده نکرده است.
وي افزود: ارتقاي موقعيت ايران که پس از 11 سپتامبر شکل گرفت، ميتوانست به آمريکا کمک کند، بهويژه اگر اثبات ميکرد که ايران در مسير توليد سلاح هستهاي قرار گرفته است، اما در دوره اصلاحات با سياستهاي اعتمادساز اين وضعيت مهار شد چون دولت آقاي خاتمي موفق به اعتمادسازي شد و به سمتي رفت که در جناح مقابل ايران رخنه ايجاد کند. نهتنها اروپاييها مخالف هر گونه برخورد با ايران بودند بلکه در درون دولت آمريکا هم اختلاف نظرهاي جدي به وجود آمد.
معاون اسبق آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه، اظهار داشت: ما در وزارت خارجه تلاش کرديم تا همه را به نقش آمريکا توجه دهيم و بگوييم که بازيگر رقيب ما تلاش ميکند تا ايران را بسيار خطرناک جلوه دهد و اگر ايران رفتار خود را به شکلي جلوه دهد که نتواند اعتمادسازي کند، کمک بزرگي به ايالات متحده ميکند تا اجماع جهاني عليه ايران ايجاد کند. ولي متاسفانه طي اين چند سال کاملاً در مسيري رفتيم که به تندروهاي آمريکا کمک کرد تا ايران را چهرهاي خطرناک و تهديدکننده جلوه دهند و اجماعي عليه ما به وجود آوردند که منجر به رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت و قطعنامه آنها شد.
امينزاده در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه، آيا 5/2 سال تعليق از سوي ايران در دولت آقاي خاتمي، صرفاً امتيازدهي ايران محسوب ميشود بدون اينکه امتيازي نصيب ما شده باشد؟ گفت: آمريکا در دنيا، جوي به راه انداخته بود که اثبات نمايد، ايران به دنبال سلاح اتمي است. حال، تکليف ايران در چنين شرايطي چيست؟ طبيعتاً ما که به سمت توانمندي بزرگي رفتيم، بيش از همه نيازمند اعتمادسازي هستيم. ما بايد اثبات ميکرديم که به دنبال سلاح اتمي، تهديد صلح جهاني و همسايههاي خود نيستيم و يک کشور اعتمادساز هستيم.
اين تحليلگر سياسي در ادامه، استراتژيهاي ژاپن را با کره شمالي مقايسه کرد و گفت: ژاپن دولتي است که سومين توان هستهاي جهان را دارد و بسيار هم ـ به خاطر سابقه ماجراجويياش ـ به او مشکوک بودند، 20 سال طول کشيد تا آژانس پذيرفت ژاپن به دنبال ساخت سلاح نيست، از سوي ديگر کره شمالي که فکر ميکرد اگر بمب بسازد در دنيا از او حساب ميبرند، برخلاف ژاپن، به يکي از بدبختترين کشورهاي دنيا تبديل شده است.
وي افزود: به همين دليل ما در آن دوره اعتقاد داشتيم که بايد در جهت اعتمادسازي حرکت کنيم، حال اگر لازم بود با تعليق، مذاکره، يارگيري و ارتباط با اروپا به اين مهم دست يابيم، به طور قطع بايد چنين کاري ميکرديم. البته ما در آن دوره مهلت داديم تا بازرسان آژانس بازرسي کنند، هر چند در آن دوره تعليق - همانطور که در خاطرات آقاي حسن روحاني آمده - ما هم ucf اصفهان و هم سانتريفيوژها را تکميل کرديم و البته همه اين فعاليتها در مسير اعتمادسازي بوده است.
معاون وزير امورخارجه دولت اصلاحات تصريح کرد: ما هرگز نگفتيم با تعليق، چيزي گير ما آمده، بلکه اگر در آن دوره تعليق نميکرديم، تمام فرصت عظيمي که در اختيار کشور قرار گرفته بر سر ما خراب ميشد. در واقع، بازي روابط بينالملل در دنيا قواعد و آداب مخصوص به خود را دارد و اگر بر اساس آن حرکت کنيم، براي کشورفرصت به دست ميآوريم و اگرغلط عمل کنيم، تهديد به وجود ميآيد.
معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه دولت خاتمي در پاسخ به سوالي مبني بر ضعف تيم ديپلماتيک هستهاي، گفت: نوعي نخبهستيزي در نهادهاي مختلف از جمله سياست خارجي رخ داده و بسياري از مديراني که 30 سال در وزارت خارجه بودند، کنار گذاشته شدهاند و کساني بر سر کار آمدهاند که در تمام عمرشان، وزير خارجه نديدهاند، چه برسد به اينکه توان مذاکره داشته باشد. وقتي مديري به يکباره شش رتبه ارتقا پيدا کند، به طور قطع کيفيت حرفهاي هم تنزل پيدا ميکند.